محسن اختياري

مديريت ، تلفيقي از دانش اكتسابي و هنرهاي ذاتي افراد كه در تعيين موفقيت يا شكست و بطور كلي سرنوشت نهايي هر مجموعه اي از كوچكترين واحدهاي اجتماعي گرفته تا كل دنيا و جامعه بشري تاثير مستقيم و اساسي دارد . در اين ميان بسياري كشورها همچون ژاپن و يا حتي برخي ديگر كشورهاي شرق آسيا همچون مالزي و برخي ديگر با دستيابي و اتكا به سيستمهاي مديريتي قوي و كارآمد تحولات اساسي و بنيادين در كل جامعه خويش به ارمغان آورده اند .

اگر چه در اين مطلب مختصر قصد پرداختن به مبحث بسيار پيچيده وگسترده مديريت را نداريم وليكن با توجه به برخي اتفاقات و رخدادهاي پيراموني در كشور خودمان مي خواهيم به يك نكته ظريف ولي كاملا تاثير گذار كه مي تواند منجر به موفقيت يا عدم موفقيت مجموعه ها شود را گوشزد نماييم .

در هفته هاي اخير شاهد اخباري مبني بر تعطيلي برخي شركتها از جمله شركت قديمي و ريشه دار ارج به عنوان اولين كارخانه توليد لوازم خانگي در كشور با قدمتي هشتاد ساله كه اكثر ما از همان روزهاي ابتدايي زندگي با نامش آشنايي داشته ايم ، بوده ايم كه اگر چه ممكن است تجميع عوامل متعددي در نهايت منجر به اين اتفاق شده باشد وليكن يك نكته اساسي كه در اين ميان جلب توجه مي كند بحث تغيير مديريت اين مجموعه از حالت خصوصي به مديريت دولتي در سالهاي اخير بوده است و به عبارتي همان مديران حقوق بگير .

مورد ديگري كه در جامعه ما زياد به آن پرداخته مي شود و اتفاقا بسيار هم جاي بحث دارد موضوع مديريتهاي فوتبالي است كه با پولهاي هنگفت و سرسام آوري كه در آن مبادله مي شود نياز به بررسيهاي جدي و اساسي دارد مخصوصا اينكه تمامي اين هزينه ها از جيب مردم و بيت المال است ؟! مواجهه با موضوع عمومي و مطرح فوتبال و بخصوص روشها و اشكال مديريتي آن در نقاط مختلف دنيا كاملا متفاوت است بطوريكه در كشورهايي مانند همين كشورهاي عربي حاشيه خليج فارس ، به دليل برخورداري از پولهاي بادآورده نفتي ، فوتبال فقط هزينه است بدون هيچگوه تلاش و تفكري در جهت سرمايه گذاري به منظور كسب درآمد و ارزش افزوده ، در حاليكه در كشورهاي پيشرفته دنيا به  ورزش و بالاخص فوتبال به عنوان يكي از مطمئن ترين صنعتها به منظور درآمد زايي نگاه مي شود .

اما در كشور ما كه قطعا با سطح اول فوتبال حرفه اي دنيا بسيار فاصله داريم يكي از مشكلات اساسي وجود همين مديران حقوق بگير است كه بعضا حتي افزايش هزينه ها باعث افزايش منافع شخصي آنها مي شود ؟!!

مطمئنا مديران حقوق بگير كه در هر مجموعه اي هيچگونه مسئوليت مشخصي در قبال كارآمدي يا عدم كارآمدي و موفقيت يا عدم موفقيت مجموعه نداشته باشند نه انگيزه اي براي تلاش بيشتر مي بينند و نه نيازي براي همت مضاعف چرا كه در هر شرايط آنها در نهايت حقوقشان را خواهند گرفت هر چند نتيجه اي جز گرفتار شدن در ورطه روزمرگي و حتي ركود نداشته باشند و حتي در صورت هزينه هاي نامتعارف و شكست مالي و بدهي هاي بسيار هم سرانجام پس از چند صباحي خواهند رفت و مجموعه را با افراد ديگري مشابه خودشان واگذار خواهند كرد مخصوصا اگر هزينه ها از جيب مردم و بيت المال باشد ؟!.

در صورتيكه اگر مديران يك مجموعه حقوق بگير مشخص نباشند و به عبارت روشنتر منافعشان وابسته به ميزان موفقيتشان باشد اوضاع كاملا متفاوت خواهد بود ، چرا كه اولا مي دانند در صورت عدم موفقيت آنها منافعشان را از دست خواهند داد و ثانيا در صورت موفقيت بيشتر مجموعه تحت مديريتشان ، از منافع بيشتري برخوردار خواهند شد و اين يعني انگيزه براي تلاش بيشتر به منظور دستيابي به كارايي و بازدهي بالاتر ، قطعا چنين مديراني براي جلوگيري از شكست و رسيدن به موفقيت بيشتر به هر آب و آتشي خواهند زد ، و اين يك نكته اساسي است كه مي تواند مجموعه ها و حتي كل اجتماع را از گرفتار شدن در گرداب روزمرگي و حتي افتادن در ورطه سقوط نجات دهد .

  • نویسنده : یزد فردا
  • منبع خبر : خبرگزاری فردا